۱۱۰
قدیمیترین نوع ادبیات سرود است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۱
بشر برای مهربان کردن طبیعت قهار و دور کردن گزند آن دست به اعمالی زد که بعدها جادو و سحر نام گرفت. او برای هر یک از مظاهر طبیعت خدایی تصور میکرده، آنگاه برای جلب عطوفت این خدایان بتهایی تراشیده، تصاویری رسم کرده، بخورهایی سوزانده و نیز به حرکات خاصی دست زده. این اعمال غالباً با سرودهای همراه بوده است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۲
در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود( انجیل یوحنا باب اول). معروف است که نخستین آیهی قرآن که بر پیغمبر نازل شد این بود: اقرا بسم ربک الذی خلق. مردم بدْوی اصولاً برای آوای انسان که بیان کنندهی فکر و روح او بود قدرت مرموزی قائل بودهاند. در کتابهای آسمانی انعکاسی از این اعتقاد دیده میشود. مصریان کهن عقیده داشتند که خدا دنیا را با یک نعره خلق کرده است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۳
در ابتدا سحر و افسون با وِرد همراه بوده و بعدها وِرد به سرود تبدیل شده است.. شعر از ورد زاییده شده.. اقوام بدوی اعتقاد داشتند سرود، علاج بسیاری از دردها بوده و حل بسیاری از مشکلها را از آن میجستهاند. یونانیان باستان برای دفع بیماریها به سرود توسل میجستهاند. افلاطون هم از سرود به عنوان یک عامل شفابخش نام میبرد. حیوانات نیز از حساسیت نسبت به شعر و موسیقی بیبهره نیستند. شتر با آواز حدی راه میسپرد. با آهنگ موسیقی حرکت مارها را تحت اراده میگیرند. همچنین سرود برای افزودن آب چشمه، آوردن باران یا هوای خوش، ایجاد عشق و ... در اعتقاد اقوام مختلف به کار گرفته شده است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۴
پس از سرودهای مذهبی شعرهای حماسی قدیمترین نوع شعر بوده است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۵
یشتها روایت دینی، و شاهنامه روایت ملی را بیان میکند.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۶
حماسهی پهلوانی، خاص ملتهایی است که دوران تشکیل و تکوین را گذراندهاند، و این دوران با جنگ و کشمکش همراه بوده است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۷
نخستین کسی که قواعد حماسه را تدوین و تعریف کرد ارسطو بود.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۸
چنین مینماید که حماسههای کهن خاص دورانها و تمدنهایی است که هنوز جنبهی تحرک و صحرانشینی غلبه داشته، اما تراژدی مربوط به تمدن شهرنشینی است؛ یعنی زمانی که اقوام آرام گرفته و استواری یافته بودند.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۱۹
تراژدی شکست ارادهی فرد است در برابر سرنوشت قهار.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۲۰
نخستین کسی که قواعد تراژدی را وضع کرد ارسطو بود در کتاب فن شعر خود. به عقیده وی لذت تراژدی ناشی از هراس و شفقتی است که برانگیخته میشود. هراس به این خاطر که بین سرنوشت خود و قهرمانان تراژیک اشتراکی میبیند و میهراسد. شفقت به خاطر دلسوزی و ترحم از سرنوشت قهرمان تراژدی. ارسطو میگوید این امر موجب تطهیر و تهذیب روح تماشاگر میشود.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۲۱
هر مرگی تراژیک نیست. مرگهای خاص تراژیک هستند؛ حتی رنج تراژیک با رنجهای دیگر فرق دارد. قدیمترها قهرمانهای تراژدی مردانه با حوادث روبرو میشدند، اما در تراژدیهای جدید، نوعی حالت زبونی در قهرمان دیده میشود؛ نوعی حالت طغیان بیثمر و عبث در برابر ستم اجتماعی یا ضعف ذاتی بشر.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۲۲
کمدی با هوش سر و کار دارد، اما تراژدی با احساسات. هوراس میگوید: دنیا کمدی است در نظر آنان که فکر میکنند، و تراژدی است در نظر آنان که احساس میکنند.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، توضیح کوتاهی دربارهی نوع ادبی
۱۲۳
هدف مکتب کلاسیک این است که بهترین لفظ، برای بهترین معنی به کار رود.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۲۴
در نزد مکتب رمانتیسم زیبایی ظاهری جای خود را به زیبایی معنوی میدهد.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۲۵
در ادبیات قدیم هر کس لایق نبود قهرمان ادبیات واقع شود ولی در رئالیسم جدید هر کسی جواز ورود به ادبیات را مییابد.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۲۶
شاعران دورهی آغازین هرچه را در خارج میدیدند ترجمه میکردند؛ یعنی رئالیسم بودند، اما شاعران بعدی هرچه را میخواندند، ترجمه میکردند؛ بدین معنی که آثار پیشینیان را مورد تقلید قرار میدادند. در این قسمت دوم کمکم ادبیات حالت انحطاط پیدا میکند، و اگر در میان نابغهای پیدا شود که با دید تازهای دنیا را بنگرد و از گذشته ببرد، سبک تازهای ایجاد میشود.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۲۷
بالزاک پیشوای مکتب رئالیسم است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۲۸
رئالیسم یعنی بیان جزئیات؛ بیان جزئیات مکانهایی مثل بیمارستانها، دفتر وکلای دادگستری و... چون در اینجاها هست که همه مسائل خندهآور و غمانگیز جمع شدهاند.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۲۹
رئالیسم، واقعیت محسوس را تشریح میکند تا به درون روانها راه یابد.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۳۰
بالزاک میگوید واقعیت در طبیعت، اغلب خام، خشن و زننده است و به مذاق خواننده تلخ میآید اگر نقل شود؛ پس نویسنده آن را میپرورد و آن را به واقعیت ادبی تبدیل میکند.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۳۱
به نظر بالزاک، رماننویس بایست نقاد، مورخ، فیلسوف، هنرمند و معلم اخلاق باشد.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۳۲
فلوبر، مخالف الهام است و همیشه با تمسخر از آن یاد میکند و باور دارد که هنگام نگاه به امور و اشیا نویسنده نباید خواهشهای شخصی و عواطف خود را داخل کند. الهام نمیگذارد که نویسنده با آگاهی و هوشیاری از تمام ذخایر ذوقی خود استفاده کند و او را از کار سخت، همراه با تأمل دور میکند.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۳۳
گی دو موپاسان در مقدمهی کتاب پییر ورژان نصیحتی که فلوبر به او کرده را چنین نقل میکند: ما عادت کردهایم که در دیدن اشیا چشم خود را همراه با خاطرهی آنچه دربارهی آن خواندهایم به کار اندازیم، و حال آنکه هر چیز، هر چند حقیر باشد کمی از «ناشناخته» در خود دارد، پیدا کردن آن همان «ابتکار» است.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، مکتب، سبک و شیوه
۱۳۴
خاطرهنویسی نوعی از اتوبیوگرافی است با این تفاوت که ممکن است دوران خاصی از عمر را در بر بگیرد.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، انواع داستان
۱۳۵
جنبهی واقعبینی و تصنع در نوول بیشتر از قصه است. توصیفهای مفصل و تحلیلهای روانی دارد، و وقایعِ آن جنبهی شگفت انگیز ندارد.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، انواع داستان
۱۳۶
در میان انواع ادبی، قابلیت تعریف کردن رمان از همه کمتر است؛ واقعهای شرح داده میشود که یک یا چند قهرمان دارد. میدان عمل در آن وسیع است. گره میتواند در آغاز باز شود یا تا آخر نگاه داشته شود. میتواند شاعرانه نوشته شود یا به صورت تاریخ روایت شود یا به صورت یادداشت روزانه یا مکاتبه درآید.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، انواع داستان
۱۳۷
داستان در عرف ما بیشتر جنبهی آریایی و باستانی دارد، قصه اما جنبهی سامی و اسلامی؛ میگوییم داستان سیاوش نه قصهی سیاوش، در مقابل میگوییم قصهی یوسف و نه داستان یوسف. اما حکایت میتواند جدیدتر از داستان و قصه باشد. حکایت گاهی تمثیلی است(کلیله و دمنه) گاهی محصول تجربهی شخصی است (گلستان) یا به کلی ساختگی است (هزار و یک شب) یا سراسر واقعی (ذکر بردار کردن حسنک). حکایت از حد معین تجاوز نمیکند. در قصه نه توصیفهای مفصل در آن است و نه تحلیلهای روانی؛ یک یا چند واقعه توضیح داده میشود بدون زینت و تصنع با لحنی ساده و گاه آمیخته با غرابت.
▂▂▂▂▂▂▂
محمدعلی اسلامی ندوشن، انواع داستان
۱۳۸
جلو اصلاً لغتی ترکی و به معنی دهنهی اسب است و جلودار به معنی کسی بوده که دهنهی اسب را میکشیده است و پیشاپیش حرکت میکرده است؛ پس هیچ گونه لطفی ندارد که بگوییم این تخم هندوانهها را جلوی آفتاب خشک کردم و باید بگوییم (در آفتاب)
▂▂▂▂▂▂▂
سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمد علی موحد
۱۳۹
نویسندهی خوب آن است که مثل کوه یخ، یکهشتم آن مرئی و متکی به هفتهشتم دیگرش باشد که در زیر آب مخفی است.
▂▂▂▂▂▂▂
همینگوی
۱۴۰
زغال لفظی فارسی است و نوشتن آن به صورت ذغال نادرست است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۱۴۱
اسپارتیان قدیم در اعیاد خود غلامان را به زور وادار میکردند تا به مقدار زیادی شراب بنوشند و چون سرمست و از خود بیخود میشدند آنان را در میان جمع جوانان میآوردند تا ننگ مستی را به آنان نشان دهند. (حیات مردان نامی اثر پلوتارک ترجمه رضا مشایخی) در نظر ما فاسد نمودن عدهای به هوای اینکه دیگران را اصلاح کنیم دون اخلاق است؛ کاری که گاهی معلمان ناخواسته یا خواسته در کلاس به صورت دیگری انجام میدهند مثلاً رفتگر را مثال میزنند تا دانشآموزان عبرت بگیرند و درس بخوانند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۱۴۲
یک معلم واقعی تنها در میان دانش آموزان خود معلم نیست او باید در هر جا و در هر محیط و با هر فردی که مواجه میشود نقش بزرگ مسئولیت خود را فراموش نکند
▂▂▂▂▂▂▂
باقر هوشیار
۱۴۳
اسم تو مثل عطرهای ریخته شده میباشد.
▂▂▂▂▂▂▂
غزلهای سلیمان در تورات، باب اول، آیه سوم
۱۴۴
در آشپزی سه جنبهی علم، زیباییشناسی و جنبهی عملیاتی قابل تفکیک است؛ اینکه اگر روغن زیتون را بیش از حد گرم کنیم، خواص خود را از دست میدهد وجه علمی آشپزی است. اینکه در آشپزی ایرانی با زعفران ظاهر برنج را آراسته میکنند که هم طعم دارد و هم خاصیت، جنبه زیبایی شناسی آشپزی است، و اینکه به سلامتی غذا اهمیت میدهیم و تنها به مزه توجه نمیکنیم جنبهی عملیاتی آن است.
▂▂▂▂▂▂▂
سید محمد نقیب العطاس
۱۴۵
هیچ عرصهی علمی بدون توجه به سنّت خودی و دیگران قابل شکلگیری نیست. بین مواد اولیهی آشپزی ایرانی ما گوجهفرنگی را داریم که از اسمش هم مشخص است که فرنگی و غیر ایرانی است، اما آشپزی ایرانی بدون آن قابل تصور نیست، و این ماده جزئی از آشپزی ما شده است.
▂▂▂▂▂▂▂
سید محمد نقیب العطاس
۱۴۶
برخی معتقدند حقیقت نزد هیچ کسی نیست و فلسفه را آینهای حقیقتنما اما شکسته میدانند که هر تکهاش به دست کسی افتاده و اینان که در روزگار ما بسیار بیشترند لابد میخواهند از وصله پینهی نظریهها نظریهای متشکل را بازسازی کنند.
▂▂▂▂▂▂▂
علیرضا سمیعی
۱۴۷
از یک سو زبان دوره ما سیاسی است و از سوی دیگر سیاست «میدان دروغ سازمان یافته» است.
▂▂▂▂▂▂▂
علیرضا سمیعی
۱۴۸
در رو کردن به حقیقت و بازگشتن از آن است که دروغ متولد میشود.
▂▂▂▂▂▂▂
رضا داوری اردکانی
۱۴۹
دروغ همه جا و همیشه بوده است و شاید این خواست که دروغ را باید از زبان بیرون کرد سودایی بیش نباشد منتها تا زمانی که دروغ، زبان را مسموم و آلوده نکرده باشد، فرامین دینی و اخلاقی تا حدودی مانع اشاعه و شیوع آن میشود، اما اگر زبان به تسخیر دروغ درآید، روانها چندان تیره میشوند که به اخلاق و دین راه نمیدهند که مجال جلوگیری پیدا کنند.
▂▂▂▂▂▂▂
رضا داوری اردکانی
۱۵۰
تمام قدرتمندان نابودی کشور را بر کنار جستن از حکومت ترجیح دادهاند.
▂▂▂▂▂▂▂
یوسفعلی میرشکاک
۱۵۱
کار آیندهی جهان با برانداختن حکومتهای فاسد و اعلام فاسدان تمام نمیشود... شر آنها را نه صرفاً با شر بلکه با عرضهی خوبی و زیبایی و کوشش در راه تحقق آنها باید بیاثر کرد.
▂▂▂▂▂▂▂
رضا داوری اردکانی
۱۵۲
آغاز رویارویی ما با دنیای غرب اواخر صفویه است. در دورهی قاجار با شکلگیری چند جنگ، این رویارویی امتداد مییابد و در دوره رضاخان رسمیتر میشود.
▂▂▂▂▂▂▂
اکبر جباری
۱۵۳
هند در دورهای با غرب مواجه شد که خود غرب دچار بحران انحطاط بود. فقط تولیدات مادی وارد هند شد. حتی عامه از هالیوود هم استقبال نکرد. سبک زندگی آنها آنقدر ارزان و به بیان ما با قناعت است که کمکم آنها به لحاظ اقتصادی خیز برداشتهاند و یکی از پنج قدرت جهان در دههی آینده خواهند بود، و این به خاطر مصرفگرایی خیلی کم در میان آنهاست. در تفکر آیین هندو، «طبقات» در جامعه امری پذیرفته شده است؛ یعنی هر کس طبقهی خود را پذیرفته و یک تفسیر دینی برای آن دارد؛ البته جنبشهای مختلف چپ یا فمینیستی هم در آن هست، اما این خُردهگروهها مرجع نیستند و در فکر عموم مؤثر نیستند.
▂▂▂▂▂▂▂
اکبر جباری
۱۵۴
دین در هند در بین مردم است و در زندگی مردم است و دست دولت نیست. حاکمیت اگر بخواهد از راه دین این راه را پیش ببرد و از دین استفادهی ابزاری کند فرو میپاشد.
▂▂▂▂▂▂▂
اکبر جباری
۱۵۵
زمانی که تجدد به ایران وارد شد ما در انحطاط سنّت بودیم و اگر به تجدد هم وارد نمیشدیم افول تاریخی خود را داشتیم.
▂▂▂▂▂▂▂
اکبر جباری
۱۵۹
تقابل مرحوم نایینی و شیخ فضل الله یک اختلاف مقطعی و موردی نیست نماینده دو تفکر و جریان است اولین قائل به جمع میان مدرنیته و اسلام و دومی محصولات غربی را از اساس مخالف با اسلام میداند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۶۰
امام خمینی بعد از انقلاب اسلامی به سرعت از جبهه ملی و سپس از نهضت آزادی که جریان مذهبی و برآمده از جبهه ملی بود عبور کرد.
▂▂▂▂▂▂▂
سید محمد مهدی میرباقری
۱۶۱
استبداد منحصر به حکومتهای فردی نیست و بسا که حکومتهای مردم سالار نیز گرفتار این آفت شوند مثلاً ادعای اصلی مشروطیت، تأسیس مجلس بود که نمایندگان واقعی مردم در آن باشند و جای محوریت شاه را بگیرند، ولی این چنین نشد بلکه اجازهی استبداد گستردهتری را دادند
▂▂▂▂▂▂▂
یحیی عبداللهی
۱۶۲
مشروطیت اولین تجربهی مواجههی علما با جریان روشنفکران بود، و قبلِ آن در کارنامهی علما تجربهی برخورد با یک پدیدهی پیچیدهی غربی وجود نداشت؛ از این رو باید با انصاف و در نظر گرفتن شرایط تاریخی، گذشتگان را قضاوت کنیم.
▂▂▂▂▂▂▂
یحیی عبداللهی
۱۶۳
دستاوردهای مثبت نهضت مشروطه در نهضت امام خمینی به کار آمد.
▂▂▂▂▂▂▂
یحیی عبداللهی
۱۶۴
پروژهی مشروطه طرحی ناتمام است؛ چون از جمهوریت آغاز شد به انقلاب اسلامی رسید و از آنجا که این جمهوری اسلامی، اسلامی است، هنوز با جمهوری خالص فاصله دارد، و میبایست با تکیه بر اصلاحات از این مرحله عبور کرد. امروزه جمهوریت با خطر بازتولید خطر مشروطیت روبروست.
▂▂▂▂▂▂▂
یحیی عبداللهی
۱۶۵
ایران از سلطنت استبدادی رفت به سمت سلطنت مشروطهی مشروعه، و از آن به جمهوری اسلامی رسید که اگر جریانهای سکولار (ملیمذهبیها) پیروز میشدند، رسیدن به جمهوری اسلامی بسیار دشوار میشد.
▂▂▂▂▂▂▂
سید محمد مهدی میرباقری
۱۶۶
قوانین مدنی، حقوق جزایی و کیفری ایران پس از مشروطه در انقلاب اسلامی بر اساس فقه نوشته شد، و این متأثر از روشنگریهای شیخ فضل الله و مشروطهی مشروعهخواهان است. ساختار حکومتی ایران از فرانسه اخذ شد، ولی محتوای آن از اسلام شکل گرفت.
▂▂▂▂▂▂▂
سید محمد مهدی میرباقری
۱۶۷
برون رفت از سنّت خود جذابیتی مدرن است.
▂▂▂▂▂▂▂
مرتضی گودرزی
۱۶۸
این سخن حکیمانه و منصفانه را میباید بر پیشانی و صفحهی آغازین دفتر و دیوان و کتاب و نقدنامهای از هر نوع حک کرد و به خاطر سپرد که فرمود: عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو.
▂▂▂▂▂▂▂
حکمت الله ملا صالحی
۱۶۹
«من شغلم علی عبدالرضایی است» چیزی در این جمله به بیان درآمده است که در اقرار کمتر شاعری در این سالها میتوان یافت؛ این واقعیت که مولف - حتی اگر نخواسته باشد - جز از حیثیت نام خود در عطف یک کتاب، از مؤلفان دیگر متمایز نمیشود، و تنها امیدی که برای باقی ماندن خود دارد، نزاع بر سر تکرار نام خود است.
▂▂▂▂▂▂▂
ابوذر کریمی
۱۷۰
«خوشا به حالت ای روستایی» هیچ یک از دانش آموزان و اولیا و مربیان منکر آن نبودند؛ اما هیچکس مطابق آن عمل نکرد و نمیکند و نخواهد کرد؛ چرا که انسانها به این رسیدند که «هستم اگر میروم گر نروم نیستم» یعنی همواره مهاجرت میکنیم یا سودای آن را در سر داریم؛ چون فکر میکنیم اگر هر روزه نو نشویم از مقام سوژگی یا انسانیت مدرن خارج شدهایم.
▂▂▂▂▂▂▂
سجاد بیات
۱۷۱
وقتی پرسشی مطرح میشود، نشان از به هم ریختن نظمی دارد.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۷۲
در سوره ق آیهی ۳۰ آمده است که روزی به جهنم میگوییم آیا پُر شدی؟ و میگوید آیا باز هم هست؟ شاید بتوان گفت آیا باز هم هست؟ همان هل من یزید است و قول یا وصف جهنم نیست؛ بلکه عین جهنم است. جهنم چیزی جز حرمان و زیادهخواهی نیست. مکرر در مکرر سوختن در آتش جهنم نیز در اینجا به ذهن میآید؛ بنابراین، کمال نه در زیادهخواهی بلکه در کمخواستن است. حال آنکه پیشرفت در صورتگرایی و رفتن از صورتی به صورت دیگر بر زیادهخواهی بنا شده است.
▂▂▂▂▂▂▂
مهدی معینزاده
۱۷۳
مشکل اصلی جهان توسعهنیافته این است که از طریق سیاست با تجدد آشنا شده است و هنوز هم از طریق سیاست با تجدد پیوند دارد، و ما در وهمِ مقابله، بیش از حد به سیاست وقع مینهیم.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۷۴
در تمام دوران سیر شعر فارسی، «تُرک» نمونهی کامل معشوق و زیبایی وی مظهر کمال زیبایی به شمار میآید، و فقط در عصر سبک صفوی و هندی است که گهگاه و خیلی به ندرت اشارتهایی به حُسنِ فرنگ هم هست.
▂▂▂▂▂▂▂
زرینکوب، از گذشتهی ادبی ایران
۱۷۵
شعر فارسی از آغاز بر مبنای شعر عربی به وجود آمد و در قالبهای بیانی و اغراض معانی از شیوه عرب سرمشق میگرفت.
▂▂▂▂▂▂▂
زرینکوب، از گذشتهی ادبی ایران
۱۷۶
بنای شعر فارسی در دوران رواج سبک خراسانی از همان عهد سامانیان به نحوی گذاشته شد که سنتهای باستانی فرهنگ ایران نیز تا آنجا که با روح تعالیم اسلام منافات ندارد مجال ظهور و دوام یابد اما احیای این سنتها عالیترین جلوهاش در کار عظیم فردوسی تحقق یافت.
▂▂▂▂▂▂▂
زرینکوب، از گذشتهی ادبی ایران
۱۷۷
در بین اوزان متعدد عروضی ایرانیان به بحرهایی مثل هزج، رمل، خفیف و متقارب روی میآورند که در عربی به نسبت کمتر به کار میروند. این نشان میدهد که شعر فارسی حتی اگر اوزان عروضی خود را به تمامی از شعر عرب اخذ میکند، در طرز اخذ و نقل خویش از ذوقِ آهنگ قوم، از موسیقی زبان و اقلیم خویش پیروی میکند، و در وزن عروضی هم ویژگیهای خود را دارد مثلاً وزن رباعی و صورت قدیم اوزان فهلویات(دوبیتی) با شعر عرب ارتباطی ندارد.
▂▂▂▂▂▂▂
زرینکوب، از گذشتهی ادبی ایران
برچسب:
نویسنده: محمد حیدری