خرید بک لینک

۱
بیتوجه به اینکه چقدر برای مردن جوان بود.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲
به قول سیدفیلد «عمل، شخصیت است»
▂▂▂▂▂▂
فیلم نگار ۸۸
۳
در کویر، گاه تا ساعتها هیچ اتفاقی نمیافتد
ورود یک آدم جدید، اتفاق مهمی است.
▂▂▂▂▂▂
سامان سالور، فیلمنگار
۴
خانم درخشنده همیشه دوست دارند با یک موضوع شروع کنند ولی من از روی یک شخصیت، داستانم را پیدا میکنم.
▂▂▂▂▂▂
شادمهر راستین، فیلمنگار ۹۱
۵
فیلم آقا یوسف، به یکباره در نیمهی دوم و به ویژه در یکچهارم پایانی، از فضای مهندسی که آفریده، منحرف شده و به مسیر تعلیق/معمایی میغلتد که اصلاً از جنس فیلم نیست... در حالی که آقا یوسف به استناد درونمایهی مهم جدایی نسلها، و به دلیل جذابیت و تنوع شخصیتها اساساً نیازی به این تغییر مسیر نداشت.
▂▂▂▂▂▂
؟ شماره ۴۲۴
۶
سریال میوهی ممنوعه، سیر رهایی از ایمانی است که مشروعیتش را از نگاه دیگران میگیرد.
▂▂▂▂▂▂
سوسن شریعتی
۷
در گذر از میوهی ممنوع، فردیت شکل گرفت.
▂▂▂▂▂▂
سوسن شریعتی
۸
در سریال مدار صفر درجه، تاریخ موضوع فیلم نیست. تاریخ، صرفاً یک کادر است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹
به قول ژان پل سارتر، انسان قابل تعریف، انسان مرده است، و انسان زنده، موجود غریبیست که هر لحظه دچار تغییر و تحول میشود.
▂▂▂▂▂▂
گفتوگو با حسن فتحی
۱۰
مدار صفر درجه را واقعاً نمیشود ندید و فقط شنید، ولی میوهی ممنوعه تا حد زیادی شنیدنش کافیست. فکر میکنم نگاه تئاتری میوه ممنوعه را نوشته و زیادی پرگوست ولی مدار صفر درجه اینطور نیست.
▂▂▂▂▂▂
مجید اسلامی
۱۱
در تعطیلات بودن کار سادهای نیست. مثل یک حرفه است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۲
اندیشهی متفکر هر قدر اصیلتر باشد، نااندیشیدهها غنیتر خواهد بود.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۳
فروید میگوید زمانی که انسان از آلت تناسلی و بوهای مرکز تن خود بیزاری جست، سرش را برگردانید تا آنجا که ستون فقراتش راست شد.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۴
وقتی به اعماق عادت کردی از سطح بیخبر میمانی.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۵
روایت در همه نوع فعالیتی هست؛ چه کلامی چه غیر کلامی.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۶
داستان یعنی ساختن از راه شکل دادن. پس ترتیب وقایع در زمان و مکان بسیار مهم است. هرچند برخی آن را فقط فهرست وقایع به حساب میآورند و نه یک داستان.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۷
آنچه گفته میشود داستان است و چگونگی بیان، گفتمان است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۸
عرفان نظامی و خاقانی متعادل و متمایل به جنبهی عملی عرفان است. شمس این دو را تحسین کرده و مولوی بسیار از نظامی متآثر است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۹
بدون آشنایی با زبان خارجی، هرگز سکوت فرد بیگانه را نمیفهمی.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۰
مرتبهای از اخلاق است اگر برای یک چادرنشین، زندان سیّار تدارک ببینند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۱
حتی ابدیت نیز پیشترها طولانیتر بود.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۲
چه بسیار تراژدیهای برجستهای که با یک دست زدن ساده بدل به مضحکه میشوند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۳
هر امامی با صفتی از صفات خدا جلوهگر شد.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۴
عدالت آدمهای ترسو و مریض، یک عدالت ترسو و مریض است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۵
ترجمهی جدید هر اثر ادبی شاید نقدی ضمنی بر ترجمههای قبلی است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۶
عبرت نه زمان میخواهد نه مکان، استعداد میخواهد.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۷
هم در حوزهی حق و هم در حوزهی باطل تکامل وجود دارد.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۸
حضور عینی انسان نمیتواند با سایهی درخشان غیبتش برابری کند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۹
عینک در شکل و شمایل امروزیاش در آثار دورهی تیموریان هم هست.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۰
هر عملی از جنبهای قابل ملامت است؛ پس هر ملامتی را ارج ندهید.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۱
متأسفانه در بحثها یا باید جواب متعصبان مذهبی را داد یا متعصبان غیر مذهبی را.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۲
سختگیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خونآشامی است.
▂▂▂▂▂▂
مولانا
۳۳
ذوق عربیگرایی در عهد سلجوقی، به خاطر توسعهی مدارس و بسط معارف اهل مدرسه توسعه یافت.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۴
سخنرانی نمیکند بلکه از دانشجوها میخواهد حول یک موضوع پرسشگری کنند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۵
فکر کردن یک تخصص است. متفکر یک متخصص است. ما بلد نیستیم فکر کنیم.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۶
اگر دست از یادگیری برداری مُردهای.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۷
بازیگر باید بکوشد این توهم را ایجاد کند که کارهایش تمرین نشدهاند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۸
آنچه میفهمی مهم است نه آنچه مشاهده میکنی.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۲۹
اگر ذهن بازی داشته باشی مردم اصرار دارند چیزی در آن بگذارند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۰
توافق بسیار زیاد، مجال گفتوگو را از بین میبرد.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۱
به علت تحول سریع زبان، بهتر است شاهکارهای ادب جهان از نو ترجمه شوند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۲
ابتهاج گفته هر که در ایران خاطره مینویسد خود را عاری از خطا و گناه میداند.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۳
آل احمد روشنفکری آماتور است با اشتیاقی شهودآمیز ولی خانلری روشنفکری است با دقت آکادمیک. مسکوب اما روشنفکری میانه است.
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۴
پروست میگوید راوی آن کس است که میخواهد «بنویسد»
▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۳۵
کتاب ننوشتهام چون نخواستهام به کثافات دیگران تشبه کنم.
▂▂▂▂▂▂
فردید
۳۶
من به خاطرهها وفادارم نه به آدمها.
▂▂▂▂▂▂
لوسالومه، شاعر آلمانی
۳۷
در مستند رئیس جمهور میرقنبر، بخشی از خانواده را در خارج از خانه معرفی کردیم. البته مثل یک مستندساز میتوانستم داخل خانه بروم و با آنها حرف بزنم. اما ترجیح دادم این کار را نکنم. دیوار حیاط خانهی او را در نظر گرفتم و چند جا به عنوان موتیف از آن استفاده کردم اینجا به عنوان موتیف از آن استفاده کردم. اینجا هم به عنوان پسزمینه آمده و شیوهی تصویر کردن افراد هم مثل عکسهای قدیمیست که همه لباسهای خوبشان را میپوشند و به ترتیب میایستند کنار هم.
▂▂▂▂▂▂
از گفتوگو با محمد شیروانی
۳۸
در فیلم چهارشنبه سوری، سیمین زیرکانه معصومترین شکل خیانت را به خود گرفته بود.
▂▂▂▂▂▂
فیروزه گل سرخی
۲۹
در فیلم چهارشنبه سوری حتی مرتضی به سیمین هم مشکوک است و وقتی سیمین به او میگوید رابطهشان تمام شده و باید برود چون با کسی قرار دارد، حقبهجانب میپرسد با کی؟..
▂▂▂▂▂▂
فیروزه گل سرخی
۳۰
سینما آشکار نمیکند پنهان میدارد.
▂▂▂▂▂▂
کارل تئودور درابر
۳۱
...و سگ شاهد جنایت اوست.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۳۲
آدم در یک آن هم پیر است و هم بچه، بیخیال آن همه سالهای مثلاً مهم میانی.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۳۳
هیچ کتاب مقدسی بیقصه و مثل نیامده است.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۳۴
دو گونه سادگی: گونهی بد: سادگی در آغاز کار، که زودتر از موعد به دست آمده است. گونهی خوب: سادگی در نهایت، که پاداش سالها تلاش است.
▂▂▂▂▂▂
روبر برسون، یادداشتهایی دربارهی سینما تو گراف، پاریس ۱۹۷۵، ص ۷۶
۳۵
کاوالیه میگوید که ۱۵ سال خیال ساختن ترز را داشت؛ پس به یک معنا با قدیسه لیزیو زندگی کرده است... ترز فقط ۹ سال در صومعه بود، کاوالیه دست کم ۱۵ سال.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۳۶
همواره چیزی کودکانه در زندگی صومعه کشف کردهام. راهبهها ناگزیر قواعد دشواری را تحمل میکنند، و این کار را با ظرافت و شوخطبعی به بازی میسپارند؛ درست همچون کودکان از هر شوخی و حتی از کلامی عادی به خنده میافتد.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۳۷
با اینکه ترز موضوعش مرگ و زندگی یک قدیسه است اما خیلی دینی نیست، و سرشار از شادیهای کوچک است.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۳۸
چیزی را نمیدانیم و قرار است چیزهای زیادی را کشف کنیم. این قاعدهی شماره یک هنر است. باید به عناصر گرداگردمان امکان دهیم تا ما را تسخیر کنند، بعد - تنها بعد - ما میتوانیم آنها را تسخیر کنیم اول باید پذیرا بود نه فعال.
▂▂▂▂▂▂
ژاک ریوت
۳۹
تصاویر در ظلمت محو میشوند و چند ثانیه بعد نمای کوتاه دیگری دیگری آغاز میشود. در سینمای مدرن این گونه محو تصاویر تقریباً از یاد رفته است برگمان در فریادها و نجواها نماها را در رنگ سرخ محو میکند.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۴۰
رنووار پی بهانهای میگشت تا راشهای تدوین نشدهی فیلمهایش را به دیگران نشان دهد. ژاک ریوت به صراحت اعلام کرده است که در جریان تدوین هر فیلم (مستند یا داستان) نماها قدرت خود را از دست میدهند.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده
۴۱
راهبهها در صومعهها تنها نیستند؛ هر یک عزیزانی را در خاطرههایشان با خود آوردهاند.
▂▂▂▂▂▂
منبع نوشته نشده

۴۲
پادشاهان را از مملکتها میشود بیرون کرد ولی از تاریخ نمیشود بیرون کرد.
▂▂▂▂▂▂▂
باستانی پاریزی، حماسه کویر، ص ۲۳
۴۳
از آن نترس که یک کتابخانه دارد از آن بترس که یک کتاب دارد.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۴۴
از پیغمبر روایت است مَثَل کسانی از امت من که جهاد میکنند و مزد هم میگیرند مانند مادر موسی است که فرزندش را شیر داد پول هم گرفت.
▂▂▂▂▂▂▂
عیون الاخبار
۴۵
ابو درداء گفته است مردم را بشناسی بدت میآید.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۴۶
گفتهاند اگر مردم را از خُرد کردن پشکل منع کنی آن کار را میکنند که لابد چیزی در آن هست.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۴۷
از هجاگویی پرسیدند چرا کوتاه میگویی؟ گفت: قلاده همین قدر که گردن بگیرد بس است.
▂▂▂▂▂▂▂
از کتاب نکتهچیتی از ادب عربی
۴۸
به پیرمردی گفتند خوب غذا میخوری! گفت ۶۰ سال است کارم این است.
▂▂▂▂▂▂▂
از کتاب نکتهچیتی از ادب عربی
۴۹
همیشه گوشهای باز داشته باش و پذیرش سخت.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۵۰
حذف شد.
۵۱
ارباب کی خسرو به طعنه گفته بود که مدرس عُمریست از نسل پیغمبر.
▂▂▂▂▂▂▂
باستانی پاریزی، حماسه کویر ص۲۲۱
۵۲
حذف شد
۵۳
دامنه سخن وسیعتر از آن است که آدم ظریف مجبور باشد دروغ بگوید.
▂▂▂▂▂▂▂
ابن سیرین
۵۴
اگر مدام سخن بگویید دروغگویی.
▂▂▂▂▂▂▂
ابن عباس
۵۵
چیزی که در بازار هست از دوست تقاضا مکن.
▂▂▂▂▂▂▂
منیع نوشته نشده
۵۶
بهترین سخن آن است که جدّیاش به کارت آید و شوخیاش سرگرمت سازد.
▂▂▂▂▂▂▂
ابوالفضل بن عمید
۵۷
مأمون: نزدیکان آدم مثل موهای او هستند که بعضی را باید آراست و ارج نهاد و حرمت نمود و برخی را باید نهفته داشت یا سترد و به دور افکند.
▂▂▂▂▂▂▂
کتاب نکتهچینی از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو
۵۸
ابوحیان: خنده مسریست
▂▂▂▂▂▂▂
کتاب نکتهچینی از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو
۵۹
ابوحیان: از کارها و حرفهای دلقکی که نمیخندد بیشتر خندهمان میگیرد.
▂▂▂▂▂▂▂
کتاب نکتهچینی از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو
۶۰
معری: البته شمشیر کشیدن برای دفاع با شمشیر کشیدن برای انتقام یکی نیست.
▂▂▂▂▂▂▂
کتاب نکتهچینی از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو
۶۱
معری: با این عیبها که در من است کسانی مرا احترام میکنند
همچنان که شعری را با وزن غلط روایت کنند.
▂▂▂▂▂▂▂
کتاب نکتهچینی از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگزلو
۶۲
بعضیها به هزل و بعضیها به جد منافقند
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۶۳
آن که با دنیاطلبی بینیازی جوید همچون کسی است که با خاشاک آتش خاموش میکند.
▂▂▂▂▂▂▂
مکر بن عبدالله مزنی
۶۴
از نزد احمق برخاستن ظفر است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۶۵
درباره کسی که به داناتر از خود میخواهد چیزی بیاموزد گویند سورهی یوسف را بر یعقوب فرو میخواند.
▂▂▂▂▂▂▂
راغب اصفهانی
۶۶
از کسی مطلبی پرسیدند، گفت نمیدانم، و نمیدانم نصف علم است. گفتند: آری اما نیمهی پستتر آن است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۶۷
قَصَص در لغت به معنای قصهگویی است و در اصطلاح حرفهای بوده است که از قرن اول هجری در میان مسلمانان پیدا شد. قَصَصگوی منزلتی میان خطیب رسمی و معرکهگیر دورهگرد داشت.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۶۸
اصرار امیرکبیر در قطع فرقهی بابیه خصوصاً شباهت به اصرار نظامالملک در قطع مادهی اسماعیلیهی زمان ملکشاه دارد. سختگیری امیر به جای اینکه ریشهی مذهب جدید (بابیه) را خشک کند برعکس سبب تقویت و توسعهی آن شد.
▂▂▂▂▂▂▂
ابراهیم باستانی پاریزی
۶۹
دو چیز در تاریخ باعث شده که امیرکبیر شاخصیتی بیش از حد خود به دست آورد: اول حکومت پهلوی، بعد قاجار که چون در تبلیغات دنبال نقطه ضعف برای قاجار میگشت، قتل امیر را بهترین وسیله دانست و در تجلیل امیر بیش از حد معمول کوشش کرد، و او را ناجی و منجی ایران در تصور ما تصویر کرد؛ اما مهمتر از آن در دوران انقلاب اسلامی است که باز هم امیر شاخصیت خود را از دست نداد و این به خاطر تعصب مذهبی امیر در کشتار بابیه بود که باب ذوق اولیای انقلاب بود و همهی نقاط ضعف امیر را پوشاند.
خشونت و بیامانی امیرکبیر و جانشینانش نه تنها مادهی بابیه را قطع نکرد؛ بلکه آن را محکمتر و پربهاتر هم کرد و فعالیت آنها را از روی زمین به زیر زمین برد.
▂▂▂▂▂▂▂
ابراهیم باستانی پاریزی
۷۰
دوست ندارم که عقل آدم در زبانش باشد.
▂▂▂▂▂▂▂
یزید بن ملهب، عیون الاخبار
۷۱
نیکان را با محبت اداره کن. عامه را با تشویق و تنبیه توأم، و آدمهای پست را با ترس.
▂▂▂▂▂▂▂
انوشیروان
۷۲
گویی چشمانش آتش داغ است که با گیاه خشک شعله بکشد.
▂▂▂▂▂▂▂
شاعران صعلوک در ادب عربی
۷۳
مطالب نیشدار من مثل تیر بعضی شکارچیهای ناشی گاهی کمانه میکند.
▂▂▂▂▂▂▂
کتاب حماسه کویر پاریزی
۷۴
زبان را نباید رکن سیاست فرض کرد همانطور که عامل مذهب نیز نباید وسیله شکاف طبقات و قبایل فرض شود.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۷۵
بر نهفته خویش چند پرده بگذار عقل سکوت و ..
▂▂▂▂▂▂▂
معری
۷۶
مردم از یکدیگر بینیاز نیستند لیکن از خدا بخواه که حاجت تو را به آدمهای بد نیفکند.
▂▂▂▂▂▂▂
پیامبر (ص)
۷۷
ملتهای بیآوا و ملتهای با آوا یک نوع تقسیمبندی است که کمتر مورد توجه است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۷۸
هومر، یونان باستان و بعدها اروپا را صاحب صدا کرد، و دانته ایتالیا را شکسپیر انگلیس را و گوته آلمان را پوشکین و تولستوی روسیه را و فردوسی ایران را
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۷۹
نثر از شعر تشکل کمتری دارد.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۰
وزنپذیری وجود ما امر ثابتی نیست همان گونه که بر حسب مکان تفاوت میکند بر حسب زمان نیز میتواند متغیر باشد مثلاً ما میتوانیم در کلامی احساس آهنگ بکنیم که مثلاً گذشتگان ما در ۵۰ سال پیش آن را احساس نمیکردند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۱
گفتهاند قافیه و ردیف یادگاری از تکرار دعاهای باستانی و وردهای افسونی است که به منظور تاثیر بخشیدن کلمات خاصی در آنها دم به دم تکرار میشوند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۲
قافیه و ردیف پایان یک آهنگ را اعلام میکنند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۳
داروین میگوید سرود، ندای نر است در جستجوی جفت.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۴
برخی آهنگ را زاییده کار دانستهاند مثل چند آهنگر یا چند پاروزن که آهنگ به آنها کمک میکند سبکتر و خوشایندتر عمل خود را انجام دهند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۵
ارسطو آهنگِ سرود را تقلید از طبیعت میداند: تناوب شب و روز، تناوب فصول، قلب و تنفس یا قرینهها و انحنای انحناهای بدن.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۶
ادبیات اولیه بشر، سرودهایی بودند حاوی دعا و نیایش که تمنا و استغاثهی بنده را در برابر خدا یا خدایان بیان میکردند تا ترحم و عطوفت آنها را به خود جلب کنند. در آنها اخلاق مطرح نیست و هرچه هست اعتقادات مذهبی است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۷
بعد از ادبیات اولیهی بشر (: سرودها و نیایشها) ادبیات حماسی به وجود میآید؛ یعنی شرح قهرمانیهایی که با واقعبینی بیان میشدند. [ادبیات حماسی] ادبیاتی بود که ادعای آموختن خوب و بد را نداشت و اخلاق مذهبی بر آن حاکم بود نه اخلاق عُرفی. هرچند شاهنامه که از سایر آثار حماسی جدیدتر است استثناست، و هم اعتقادات اخلاقی ساسانی و هم اعتقادات اخلاقی اسلامی بر آن تاثیر گذاشته است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۸
افلاطون معتقد است شاعران، آشوب در ذهن مردم میافکنند، و شهوات و امیال آنها را آبیاری میکنند. او میگوید نمیتوان به شاعران اعتماد کرد که منشأ سخنان آنها نه منطق و تعقل بلکه الهام و تخیل است، و الهام را شبهشوریدگیهایی میداند که از هیجانهای درون سرچشمه میگیرند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۸۹
از نظر افلاطون، ادیسهی هومر، دنیای بعد از مرگ را چنان وحشتناک جلوه میدهد که سربازان در میدان جنگ ترجیح میدهند که اسیر شوند تا بمیرند، و این کار مُلک را مختل میکند، و افلاطون این کار آنها را دور از اخلاق میداند.. میبینیم که افلاطون با دید یک معلم اجتماع که هوادار نظم و آیینهاست به شعر مینگرد و آن را رد میکند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۰
اصطلاح «هنر برای هنر» یا «هنر آزاد» یا «هنر ناب» مربوط به ۱۰۰ سال اخیر است و اول بار آن را هوگو به کار میبرد که سالها بعد پارناسیها آن را شعار خود کردند. هوگو جملهای دارد که میگوید شاعر حق دارد که کتابی ناسودمند از شعر ناب منتشر کند و آن را در میان اشتغالات مردم بیفکند؛ ولی هوگو هم ۱۰ سال بعد قبول کرد که شاعر وظیفه اجتماعی دارد.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۱
شعر نیما در سطحی قرار دارد که دست مقلدان و تازهکاران هرگز بدان نمیرسد و همین است رمز تازگی و جان و جمال شعر نیما که برای همه نسلها تازگی دارد و این رودخانه آبشخوری نیست که از آمد و شد نیازمندان و تشنهکامان آلوده شود و نظافت خود را از دست دهد.
▂▂▂▂▂▂▂
ماخ اولا نیما یوشیج، شفیعی کدکنی
۹۲
ایران فلاتی است که از کلیهی نقاط مجاور خود به استثنای قفقاز مرتفعتر است؛ به طور کلی آب به هر شکلی به این فلات فرو آید به اطراف جاری شده و از بین میرود. به طوری که قسمت اعظم رودخانههای ایران، بی آنکه استفادهای که شایستهی رودهای بزرگ است به این مملکت برساند از خاک ایران خارج میگردد، و فقط زاینده رود از این قاعده مستثنا بوده است و استفاده زیادی به این کشور رسانید.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۳
یکی از نمونههای چارهجویی ایرانیان برای مشکل کمآبی حفر قنات بوده است. بهترین مقنیهای ایران یزدی هستند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۴
پند بیش از حد بند است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۵
در شعر عارفانهی فارسی، خدا و انسان هر دو به سوی هم کشیده میشوند. به قول حافظ «ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود»
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۶
در مورد ابومسلم خراسانی نوشتهاند که با مخالفان به سختی رفتار مینمود که رحم به دل راه نمیداد، و به اندک چیزی به کشتن مردم اشاره میکرد. به قولی «تازیانه وی شمشیر بود»
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۷
میگویند چون به ارسطو گفتند که چرا در حق استاد بزرگوار خود افلاطون پارهای ایرادها وارد ساخته است؟ گفت: من افلاطون و حقیقت هر دو را دوست میدارم، ولی حقیقت را از افلاطون بیشتر دوست دارم.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۸
نکته بامزه آنکه ناصرالدین شاه برای سربهسرگذاشتن صنیعالدوله، لغات مهجور و مشکل را از کتاب لغت فرانسه میجسته و معنای آن را از صنیع الدوله میپرسیده است و از اینکه از اینکه سریع الدوله معنای این نوع لغات را نمیدانسته لذت میبرده است.. یکی از تفریحهای ناصرالدین شاه این بود که اشخاص را به بازی کردن نرد و شطرنج وا میداشت و از بازی و برد و باخت آنها لذت میبرد.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۹۹
تصوف قرنها بر ادبیات و عقول و افکار ما حکمفرما بوده است. اگر یک نوع روانکاوی در مقیاس ملی صورت گیرد، در ژرفای ضمیر یکیک ما رسوبی از صوفیگری یافته خواهد شد که منشأ عمیق تاریخی دارد.. منتها صوفیگری هم دوران تکاملی داشته. صوفیگری سعدی و حافظ با صوفیگری بایزید یا ابراهیم ادهم فرق دارد؛ البته بیشتر ما تا حدی صوفیِ حافظی هستیم. هرچند از یاد نبریم صوفیان بساط سلطنت مغولان را در ایران سرنگون کردند.
▂▂▂▂▂▂▂
نثر متون صوفیانه مفید است یا مضر، کریم کشاورز
۱۰۰
رادها کریشنان: هندو حقیقت را فارغ از استدلال مینگرد: (پای استدلالیون چوبین بُوَد)، و روش فلسفی هندو درونبینی است: (ما درون را بنگریم و حال را). دانایی را توانایی میداند، و دانستن را موجب رستگاری میداند.
▂▂▂▂▂▂▂
خویشاوندی فکری ایران و هند در قصهای از مثنوی، محمدعلی اسلامی ندوشن
۱۰۱
در اوپانیشادها آمده بشر جزئی از کل نامتناهی است و چون جدا شده همیشه آرزومند است که به نزد او برگردد. شاید جدایی نی از نیستان در تعبیر مولانا از همین معنی حکایت میکند و این بازگشت و پیوستن را از دو طریق میسر میداند (۱) استغراق(تأمل عارفانه) (۲) ریاضت
▂▂▂▂▂▂▂
خویشاوندی فکری ایران و هند در قصهای از مثنوی، محمدعلی اسلامی ندوشن
۱۰۲
در آیین برهمایی کهن و بنا به تعلیم اوپانیشادها رستگاری در نفی و ترک دنیاست.. [این آیین] بزرگترین تکلیف بشر را راست گفتن میشمارد.
▂▂▂▂▂▂▂
خویشاوندی فکری ایران و هند در قصهای از مثنوی، محمدعلی اسلامی ندوشن
۱۰۳
حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد از آیین برهمایی دو شاخه جدا شدند: (۱) جاینیها (۲) بوداییها
▂▂▂▂▂▂▂
خویشاوندی فکری ایران و هند در قصهای از مثنوی، محمدعلی اسلامی ندوشن
۱۰۴
اصل عدم آزار از اعتقاد «جایینیها» ناشی میشود در نظر آنها هر جان بیجان کردنی ایجاد آلودگی میکند. کشتن حیوانات را منع کردند. حتی زراعت در آیین آنها حرام است تا مبادا موجودی در خاک کشته یا مجروح شود. از خوردن گوشت حیوان خودداری میکنند. متعصبان و روحانیون آنها گاهی پارچهای جلوی دهان خود میبندند تا مبادا در حال دم زدن حشرهای را ببلعند.
▂▂▂▂▂▂▂
خویشاوندی فکری ایران و هند در قصهای از مثنوی، محمدعلی اسلامی ندوشن
۱۰۵
بودا شاهزادهای بود و چون اندیشید که تناسخ انتها ندارد و هر زاده شدنی با درد همراه است چارهاندیشی کرد و هفت سال روزه گرفت و تأمل کرد و بعد گفت: نفس منشأ رنج است و باید برای وصول به آسایش آرزو را کشت. او میگوید هر شخص به دانایی بگراید نفس در او ضعیفتر میشود.
▂▂▂▂▂▂▂
خویشاوندی فکری ایران و هند در قصهای از مثنوی، محمدعلی اسلامی ندوشن
۱۰۶
اخلاق با قانون دین و رسوم متفاوت است. هرچند با هر سه وابستگیهایی دارد و وابستگیاش با دین بیشتر است به خصوص با دینهایی که خود قانونگذار بودهاند.. در نزد بسیاری از اقوام، اصول اخلاقی ملهم از باید و نبایدهای دین است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۰۷
کین خواهی شخصی در جوامع گذشته جزو فرایض اخلاقی بوده است ولی تمدن شهری به کلی از آن دست کشیده و مجازات را به دستگاه قضایی واگذار کرده است.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۰۸
در گذشته آنچه که اخلاق نامیده میشد از جانب نخبگان و برجستگان هر قوم وضع میشد در قالب منافع طبقاتی و مصالح فرمانروایان و پیشوایان؛ اعم از مذهبی یا اقتصادی یا سیاسی.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده
۱۰۹
اخلاق هم مثل مذهب، خیر عامه را در نظر دارد ولی بدانگونه هم نبوده که امتیازها و تسلط فرمانروا را به خطر بیفکند.
▂▂▂▂▂▂▂
منبع یادداشت نشده

برچسب: نویسنده: محمد حیدری تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 14:51

صفحه بندی